X
تبلیغات
نماشا
رایتل
جمعه 17 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 12:56 ق.ظ

و خدا زشتی را آفرید ... " متس " به نظرم دلیل بهتری هم می تونست وجود داشته باشه تا زیبایی رو تو جیه کنه ....

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
جمعه 17 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 12:52 ق.ظ

" زندگی واسم هیچ ارزشی نداره ....  همه چیز واسم بی معنی شده ... هیچ چیز مفهومی نداره ...  "

متس! " داشت تند تند میگفت ..!!  منم سر تا پا گوش بودم .... ! "

اون عشقی نداشت آیا ... ؟!! که بشینه باهاش به همدلی... !؟

عشق چیه ؟!! یادم میاد معلممون میگفت : " یه گیاهی به اسم

ASHAQEH !


 "… بالا میره بالا میره تا تمام وجودت رو بگیره...!

عشق .. عشق... چیه ؟! کیه ؟!! چیزی جز درگیریه فکریه ؟! همه ما انگار نیاز داریم فکرمون رو به نوعی با عشق درگیر کنیم ... تمام کامیابی ها و نا کامی ها وابسته به عشقه ........

عشق دوست داشتنیه ... وقتی به عشقت برسی به یه آرامش قلبی رسیدی ... یا بهتر بگم به خواسته خودت رسیدی ..! عشق رو به خاطر خودت خواستی ...  و این یعنی خودخواهی ... !!  در این صورت آیا عشق چیزی به غیر از خودته؟!!

 "  متس ! "  تو بگو! پس عشق یعنی چی ؟!!

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنج‌شنبه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 08:36 ب.ظ

باز هم تکرار یک روز پاییزی....

باز هم صبح...

باز هم بودن.....

باز هم تکرار....

تکرار مدور این عرصه دوارنیز تکراری ست...

حتی دایره نیز تکرار است...

به اطرافم نگاه می کنم.....

تماما مدور....

تماما تکرار....

به تکرار برگ درختان پاییزی؟...

آیا آن نیز تکرار است؟....

آری تکرار خش تکرار خش.....

بر زیر قدم های مکرر تکرار میکند.......

چون نت ریتم آهنگ تکرارش را.......

حتی باران و ابر نیز تکراری ست

تا ترجیح دهم به اندازه ابر تمام دل ها ببارم

تکرار وار بر غم های تکراری

باز هم تکرار....

باز هم تکرار همان اتفاق های تکراری.....

باز هم تکرار بی سرانجام اتفاق های تکراری...

باز هم احساسات تکراری.....

باز هم بودن...

باز هم تکرار...

حتی مرگ هم تکرار است...

و تولدی دوباره....

باز هم تکرار....

گویند تکرار کن تا فراموش نشود....

اما فراموش شدن نیز تکراری ست....

کاش فراموش شدن نیز به همان سادگی تکرار بود....

من خصلت ویژگی های روح بودم.....

سرشار از تکرار ، لبریز از تکرار ، تماما تکرارمی بودم.....

من تکرار بی سرانجامی ها را تکرار می کردم......

اما این بار خود نیز تکرار شدم...

ای کاش من نیز تکرار می شدم...

تا تمام عالم پر شود از من....

تا بمیرم در من...

باز هم تکرار....

تکرار...

تکرار.....

توانم را گرفت تکرار....

چو گردی تکرار از گرد.....

مکرر در آسمان....

تا تنفس کنم تکرار را...

چون محکومم تا نفس هایم تکراری باشد.....

گر تکرار نکنم مرگم فرا می رسد.....

اما مرگ نیز تکراری است.....

گفتند با فلسفه تکرار است که می شود تکرار کرد.....

با نکرار متولد شد و با تکرار بر بستر این خاک......

تا تکرار کنم باز همان مرگ تکراری را.....

من نیز تکرار همان خاکم

.

م.ص

مشهد

آبان ماه 88

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
   1       2       3       4       5       ...       7    >>